تبليغاتX
هنوز نیامده ام




کفن پوش

اتفاقا به بزرگي مي گويند جمله اي بگو كه حال بد ما را خوب كند و حال خوب ما را به بدي بكشاند و پير مي گويد : "اين نيز بگذرد" پ.ن : خوشحالم چون يكي از دوستان پدر به من گفت پدرم خيلي از رانندگي من تعريف ميكند! فكرش را بكن ! پدر كه هميشه مي گويد دست فرمان من افتضاح است، از من تعريف كرده ! جلوي پدر اصلا به روي خودم نياوردم كه ميدانم ! مي ترسم اگر بفهمد كه ميدانم ديگر جلوي ديگران هم از من تعريف نكند ....!

+ نوشته شده در 88/08/25ساعت 19:16 توسط کفن پوش |


این روزها بی خواب شده ام

یعنی این "شب ها " بی خواب شده ام

تا سحر خوابم نمی برد

بعد ... صبح که دوست ندارم بیدار شوم به زور بیدارم می کنند!


+ نوشته شده در 88/05/28ساعت 14:57 توسط کفن پوش |


بعد از یک جر و بحث کامل با پدر.. ما بالاخره برای همیشه آمدیم ایران!

بهتر است است بگویم "من"

چون پدر نمی تواند از کارش دل بکند

و در ضمن آن جا زمینه بیشتری برای کارش وجود دارد

آمدیم مشهد !

کنار مادر بودن را با هیچ چیز عوض نمی کنم !

این جا شهری است که مادر دوست داشت...

مادر !

ما به دیار شهر نور تو باز گشتیم !

بلند شو و ببین!

بلند شو تا حد اقل بتوانم به احساسات تو تکیه کنم !

مادر ... بلند شو پسرت را در آغوش بگیر !

 ----------------------------------------------

اكنون كه تنها ديدمت، لطف ار نه آزاري بكن
سنگي بزن، تلخي بگو، تيغي بكش، كاري بكن

گيرم نداري ميل من، اي مردم چشمم گهي
از گوشه ي چشمي به من، نظاره اي باري بكن

اي يوسف جان، مي خرد خلقي به جان وصل تو را
رسم گران جاني بهل ميل خريداري بكن

مرديم دور از روي تو، در خانه ماني تا به كي
بيرون خرام آخر گهي گل گشت بازاري بكن

ناگه طبيب عاشقان، غافل زحالت بگذرد
اهلي بكش آهي ز دل، يا ناله ي زاري بكن

 

 


+ نوشته شده در 88/05/24ساعت 18:58 توسط کفن پوش |


هیچ کس هم دیگر از ما خبر نمیگیرد

وای؟!!!

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم!


+ نوشته شده در 88/01/31ساعت 12:23 توسط کفن پوش |


عید عالی متعالی !

امیدوارم این سال برای همه موجودات دنیا بهترین سال زندگیشون باشه ! 

 


+ نوشته شده در 87/12/28ساعت 11:8 توسط کفن پوش |


یک مسافرت چند روزه به یک جای جدید و هرگز نرفته !

فکر می کنم بتواند حالم را جا بیاورد

یعنی امیدوارم


دیروز داشتم دفتر خاطراتم را می خواندم

همین طور که پراکنده ورق می زدم و چند سطری از هر صفحه می خواندم  به یاد آوردم چه شب هایی بود که تا صبح می نوشتم از عشقش ! عشقی که برای او  فقط یک بازی بی سر وته و بچگانه بود !

و تنها عبارتی که توانستم بر لب بیاورم این بود : خدا لعنت کند کسی را که احساسات بازیچه اش می شود !

آخر دختر مگر پدر و مادرت به اندازه کافی برایت بازیچه نمی خرند که به همین یک تکه قلب پلاستیکی من گیر دادی ؟؟؟!


+ نوشته شده در 87/12/09ساعت 13:42 توسط کفن پوش |


از تنسگل عزیزم معذرت می خوام ...به خاطر اون چیزی که پیش اومده ...بابت دخترعمه ام ! خودش میدونه !

از تنهای نازنینم هم واقعا ممنونم ...بابت بی وفاییم هم باید بگم سرم کمی شلوغه!خودش می دونه!

 

دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم ...


+ نوشته شده در 87/11/18ساعت 22:31 توسط کفن پوش |


وقتی می بینمش یک احساسی دارم مثل وقتی که از بینهایت سقوط میکنی ! و یک چیزی توی دلت مور مور میکند و جابه جا می شود و یکهو ضعف می کنی با اینکه قدر دو تا فیل غذا خورده ای! مثل وقتی که از خوشحالی می خواهی به سقف بچسبی ... !!!!

کاوه می گوید اسمش را می توان عشق گذاشت ...


+ نوشته شده در 87/11/11ساعت 17:50 توسط کفن پوش |


فيه ما فيه را كه مي خواندم به مطلب جالبي بر خوردم كه ظاهر كردنش در انظار عموم را وظيفه تلقي كردم . كه اكثر مردم اين كتب را نمي خوانند و در مواقعي اصلا از عمق مطالب كتاب بي خبرند. و اگر گه گاهي قسمت هاي جذاب كتاب را مطالعه كنند چه بسا كه بسياري مردم به سمت اين گونه كتب گرايش پيدا كنند ... و هدايت ناشي از مطالعه اين كتاب گريبان گيرشان شود !!!

         "... و خداوند هر كه را كه بخواهد هدايت مي كند"


فصل سوال كرد كه از نماز فاضل تر چه باشد ؟

يك جواب آن كه گفتيم : جان نماز به از نماز مع تقريره .

جواب دوم كه : ايمان به از نماز است ، زيرا نماز پنج وقت فريضه است و ايمان پيوسته [فريضه است]

و نماز به عذري ساقط شود و رخصت تاخير باشد . و تفضيلي ديگر هست ايمان را بر نماز كه ايمان به هيچ عذري ساقط نشود و رخصت تاخير نباشد و ايمان بي نماز منفعت كند و نماز بي ايمان منفعت نكند ، همچون نماز منافقان .

و نماز در هر ديني نوع ديگر است و ايمان به هيچ ديني تبدل نگيرد .احوال او و قبله او و غيره متبدل نگردد و فرق هاي ديگر هست [كه] به قدر جذب مستمع ، ظاهر شود .

 


+ نوشته شده در 87/09/15ساعت 13:31 توسط کفن پوش |


می و میخانه مست و می کشان مست ، می کشان مست
زمین مست و زمان مست آسمان مست ، آسمان مست
نسیم از حلقه زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و باغبان مست ، باغبان مست
تا زدم یک جرعه می از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت
شد زمین مست ، آسمان مست ، بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست ، باغ مست و باغبان مست
تو ساقیک شوخ و شنگ منی ، نغمه خفته در ساز و چنگ منی
تو باده و جام و سبوی منی ، مایه هستی و های و هوی منی
گرچه مست مستم ، نه می پرستم
به هر دو جهان مست عشق تو هستم ، به هر دو جهان مست عشق تو هستم
تا من چشم مست تو دیدم ، ز ساغر عشقت دو جرعه کشیدم
شد زمین مست ، آسمان مست ، بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست ، باغ مست و باغبان مست


+ نوشته شده در 87/08/22ساعت 11:28 توسط کفن پوش |





Copyright © 2006 - 2007 - shininging.blogfa.com