تبليغاتX
هنوز هم ...




عشق بورز ...چنان که انگار هیچ وقت آزرده نشده ای...

وقت وداع دیده به رویش دچارتر
من بی قرار بودم و او بی قرارتر
نام تو را به کوه اگر کنده ام ، خطاست
عشقی و بر کتیبه ی دل ماندگارتر
هرسو که گم شدند تو را یافتند و باز
از بی شمار گمشدگان بی شمارتر
عمری مرا هوای غمت پرورانده است
 پروردگارترشو ... پروردگارتر!
برمن خیالت از همه سو راه بسته است
دل بسته ام به پر زدنی بی حصارتر
هرچند همنشینی ما آب و آتش است
ای کاش می نشست کمی در کنارتر!

*مهدی مظاهری


+ نوشته شده در 90/04/14ساعت 1:12 توسط نازلی |


تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد ..
نوروز مبارک

+ نوشته شده در 90/01/04ساعت 17:49 توسط نازلی |


 

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین



To fall in love
 عاشق شدن

 To laugh until it hurts your stomach

.آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
 
 To find mails by the thousands when you return from a vacation.
 بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


 To go for a vacation to some pretty place.
 برای مسافرت به یک جای خوشگل بری 


  To listen to your favorite song in the radio.
 به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


 To go to bed and to listen while it rains outside.
 به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی


To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
 
 To clear your last exam.
 آخرین امتحانت رو پاس کنی 


 To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
 کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه


 To find money in a pant that you haven't used since last year.
 توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی  
 
 To laugh at yourself looking at mirror, making faces. 
  برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!  
 

 Calls at midnight that last for hours.
 تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه  
 

 To laugh without a reason.
 بدون دلیل بخندی  
 

 To accidentally hear somebody say something good about you.
 بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه   


 To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
 از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی ! 


 To hear a song that makes you remember a special person.
 آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد  شما می یاره  
 

 To be part of a team.
 عضو یک تیم باشی

 To watch the sunset from the hill top.
 از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
 

 To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
 وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !  
 

 To pass time with your best friends.
 لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی  


 To see people that you like, feeling happy

.کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی  
 
 See an old friend again and to feel that the things have not changed.
 یه  دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده  


 To take an evening walk along the beach.
 عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی 


 To laugh .......laugh. ........and laugh ...... remembering stupid things done with stupid friends.
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و

 ......... باز هم بخندی
 

 These are the best moments of life....
 اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند
 

 Let us learn to cherish them.
 قدرشون روبدونیم

 "Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
 زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد
 وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن به تو نشان ميده تو 1000 دليل براي خنديدن به اون نشون بده.
 (چارلي  چاپلين)


+ نوشته شده در 89/09/06ساعت 12:44 توسط نازلی |



+ نوشته شده در 89/09/06ساعت 12:40 توسط نازلی |


یک روز می آیی و در گوشم داد می زنی : عاشقتم ...

و آن روز ، دقیقا همان روزیست که باتری سمعکم تمام شده

و من که فکر می کنم داری می گویی :

عزیزم .. تلفن زنگ زد ، آقای فَلافلی ِ ، میگه الان وقت داری بیام چک هارو بگیرم؟

جواب می دهم : نمی خواد ، الان خیلی دیره!!

و نمیدانم چرا انقدر دلت برای آقای فلافلی می سوزد و گریه کنان به سمت تلفن می روی.


راستش را بخواهید این را از یک جایی برداشتم ولی نمی دانم دقیقا از کجا بود؟!! خدا حلال کند !


+ نوشته شده در 88/10/25ساعت 22:16 توسط نازلی |


اتفاقا به بزرگي مي گويند جمله اي بگو كه حال بد ما را خوب كند و حال خوب ما را به بدي بكشاند و پير مي گويد : "اين نيز بگذرد" پ.ن : خوشحالم چون يكي از دوستان پدر به من گفت پدرم خيلي از رانندگي من تعريف ميكند! فكرش را بكن ! پدر كه هميشه مي گويد دست فرمان من افتضاح است، از من تعريف كرده ! جلوي پدر اصلا به روي خودم نياوردم كه ميدانم ! مي ترسم اگر بفهمد كه ميدانم ديگر جلوي ديگران هم از من تعريف نكند ....!

+ نوشته شده در 88/08/25ساعت 19:16 توسط نازلی |


این روزها بی خواب شده ام

یعنی این "شب ها " بی خواب شده ام

تا سحر خوابم نمی برد

بعد ... صبح که دوست ندارم بیدار شوم به زور بیدارم می کنند!


+ نوشته شده در 88/05/28ساعت 14:57 توسط نازلی |


 

اكنون كه تنها ديدمت، لطف ار نه آزاري بكن
سنگي بزن، تلخي بگو، تيغي بكش، كاري بكن

گيرم نداري ميل من، اي مردم چشمم گهي
از گوشه ي چشمي به من، نظاره اي باري بكن

اي يوسف جان، مي خرد خلقي به جان وصل تو را
رسم گران جاني بهل ميل خريداري بكن

مرديم دور از روي تو، در خانه ماني تا به كي
بيرون خرام آخر گهي گل گشت بازاري بكن

ناگه طبيب عاشقان، غافل زحالت بگذرد
اهلي بكش آهي ز دل، يا ناله ي زاري بكن

 

 


+ نوشته شده در 88/05/24ساعت 18:58 توسط نازلی |


هیچ کس هم دیگر از ما خبر نمیگیرد

وای؟!!!

بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم!


+ نوشته شده در 88/01/31ساعت 12:23 توسط نازلی |


عید عالی متعالی !

امیدوارم این سال برای همه موجودات دنیا بهترین سال زندگیشون باشه ! 

 


+ نوشته شده در 87/12/28ساعت 11:8 توسط نازلی |





Copyright © 2006 - 2007 - shininging.blogfa.com